مسیح(ع) فرزند راستین زمانه خویش -3
مسیح(ع) فرزند راستین زمانه خویش -3
حضرت مسیح(ع) به صید دل آدمیان نیز همت کماشت. به طوری که درابتدای حرکت اجتماعی خود به دو تن از حواریون خویش، پطرس و اندریاس، بر می خورد که برای صید ماهی تور دریا انداخته اند، عیسی(ع) آنان را به صید دل آدمیان دعوت می کند؛ همچنان که در انجیل متی، فصل 4، آیه 19 آمده است : دنبال من بیایید تا ما را صیاد مردم گردانم" . آن دو نفر تورهای ماهیگیری را رها می کنند و راه عیسی(ع) را در پیش می گیرند.
عیسی مسیح(ع) همانند تمامی پیامبران، لایه های فرودست اجتماع را از یاد نمی برد. او برای هدایت مردمان زمانه خود، به سراغ گناهکاران و باجگیران می رود ، با آنان می نشیند و به غذا خوردن می پردازد. تا مگر دم مسیحایی او بر دل آنان تاثیر گذارد و ایشان را به راه حقیقت جلب نماید.
بعضی از یهودیان وقتی اورا با گروهی از خطاکارن دیدند که نشسته و با آنان غذا می خورد بر او معترض شدند. عیس(ع) پاسخ می دهد: " بیماران احتیاج به طبیب دارند ، نه تندرستان. من آمده ام تا خطاکاران را دعوت نمایم". (انجیل مرقس، فصل 2، آیه 17).
او درباره نقش انسان در جهان عینی و محسوس از تصاویری آشنا یاری می جوید. وقتی شاگردانش از او درباره علفهای هرز و تلخه های مزرعه می پرسند می گوید : کسی که بذر نیکو میکارد پسر انسان است. مزرعه این جهان است و بذرهای نیکو تابعین پادشاهی خدا هستند و تخم های تلخه پیروان شیطان می باشند". (انجیل متی، فصل 13، آیه های37 و38).
در سده های بعد، دین اسلام نیز دنیا را مزرعه آخرت می داند و بر این باور است آنان که تخم نیکی کاشته اند نیکی برداشت می کنند و آنها که تخم بدی کاشتند از یاران شیطانند.
عیسی مسیح(ع) به تواضع و فروتنی التفاتی خاص خود دارد. شهید مطهری در کتاب داستان راستان (ج. 1، ص 203، انتشارات صدرا، چاپ اول) نقل می کند که زمانی حضرت عیسی(ع) از حواریون خود می خواهد که به اواجازه دهند تا پای انان را شستشو دهد. حواریون از این پیشنهاد عیسی(ع) شرمنده می شوند. اما حضرت مسیح همچنان در خواسته خود پافشاری می کند تا آن که آنان تسلیم خواسته حضرتش می شوند. در انجیل یوحنا ( فصل 13، آیه های 1 تا 17 ) نیز به این حکایت اشاره شده است: این کار را کردم تا تواضع کرده باشم و شما درس تواضع را فراگیرید و بعد از من که عهده دار تعلیم و ارشاد مردم می شود راه و روش خود را تواضع و خدمت خلق قرار دهید.
به روایت انجیل یوحنا ( فصل 9، آیه های 9 تا 41 ) روزی عیسی مسیح(ع) به فریسیان گفت : " من به خاطر داروی به این جهان آمده ام تا کوران بینا، و بنایان کور شوند". مضمون سخنان او اشاره به کسانی است که کور دل اند و چشم بصیرت به جهان هستی نگشوده اند. آنان که به امور سطحی و فانی پدیده ها چشم دوخته اند و از ژرف نگری بهره ای ندارند. اما نکته مهم این که چرا بینایان کور شوند؟ پاسخی که عیسی(ع) به اعتراض فریسیان دارد مطلب را آشکار می سازد که " اگر کور بودید گناهی نمی داشتید اما چون می گویید بینا هستید به همین دلیل در گناه هستید".
با توجه به فراز ابتدای سختن مسیح(ع) بینایانی که بایستی کور شوند آنانند که چشم بر گناه گشوده اند پس باید از گناه بری شوند و به اعمال گناه آلود چشم بربندند. مسیح در باره جهان زا تعبیرهای جانانه و عمیقی بهره می گیرد. از دیگاه او گزندی که از جهان و جهانیان در طریق حق و حقیقت به مریدان آن می رسد از آن جهت است که مریدان او و هر کس که در راه ملکوت اعلی رفته است، هیچگاه این جهانی نبوده اند . به تصور او اگر جهان، ملکوتیان را از آن خود می دانست هرگز به اذیت و آزار آنان نمی پرداخت پس بریدن وگسیخته شدن انسان های راستین از جهان مادی خود نشانه آن جهانی بودن آنان است؛ همچنان که در انجیل یوحنا ( فصل 15، آیه های 18 و 19 ) آمده است: " اگرجهان از شما نفرت دارد بدانید که قبل از شما از من نفرت داشته است. اگر شما متعلق به این جهان بودید جهان متعلقان خود را دوست می داشت اما چون شما از این جهان نیستید و من شما را ازین جهان برگزیده ام به این سبب جهان از شما نفرت دارد".
روزی عیسی(ع) به چشمه ای اشاره می کند و به زنی سامری می گوید : "هر که از این آب بنوشد باز تشنه خواهدشد اما هر کس از آبی که من می بخشم بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد زیرا آن آبی که من به او می دهم در درون او به چشمه ای تبدیل خواهد شد که تا حیات جاویدان خواهد جوشید". (انجیل یوحنا، فصل 4، آیه های 13 و 14). این کدامین چشمه است که عیسی مسیح (ع) که جوشش خود را به پیروان خود بشارت می دهد؟ او. در جای دیگری از انجیل یوحنا (فصل 7، آیه های 28)، به نهرهای درون انسان اشاره می کند : "نهرهای آب زنده از درون آن کسی که به من ایمان بیاورد جاری خواهد گشت".
جسم انسان سفالین است و روح او دمیده الهی است. جسم انسان خاک و گل و لایی است که همانند لایه های رسوبی، گوهر روح انسان را رد بر گرفته اند. هرگاه این لایه ها به کناری روند، فرصت جوشش روح فراهم می شود. انوار ملکوتی این گوهر گرانبها است که همچون نهری به بیرون جاری می شود و به زندگی مردمان روشنایی می بخشد. آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. پس تشنگانی وجود خواهند داشت که از چشمه جوشان درون آدمی بهره خواهند گرفت. انسان خود نیز از درون خویش سیراب خواهد شد و حیاتی جاودانه به ارمغان خواهد آورد. همچنان که مولوی در یکی از غرلیات خود بدان اشاره کرده است :
آب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خود
ز آنـک در خلقت جان بـر مـثـل کـاریـزی
و در جای دیگر، دفتر ششم مثنوی معنوی، نیز بر کاریز درون انسان تاکید می کند:
ای بــســا کــاریـز پـنـهـان هـمچـنـیـن
مــتــصـل بــا جــانــتـان یـا غـافـلـیـن
ای کــشــیــده ز آســمــان و از زمــیـن
مـایـههـا تـا گـشـتـه جـسـم تـو سـمـین
در همان جا د رعنوان بحث و برتارک بیت های فوق این دو بیت نیز آمده است:
کاریز درون جان تو میباید
کزعاریهها ترا دری نگشاید
یک چشمهی آب از درون خانه
به زان جویی که آن زبیرون آید
به دل رسیدن، از دل سود بردن، و به دل دیگران بهره رساندن ، عالمی ملکوتی را به نوع انسان نوید می دهد.
اما این سوال پیوسته مطرح بوده است: چرا و چگونه باید کار قیصر را به قیصر واگذارد؟
در انجیل مرقس(فصل 13، آیه های 16 و 17) آمده است وقتی گروهی ار درباریان و هواداران هیرودیس به قصد توطئه و جاسوسی به نزد او می آیند تا درباره مالیاتی که مردم بیتس به قیصر بپردازند نظر او را بپرسند: "آیا دادن مالیات به امپراطور جایز است ؟". عیسی مسیح(ع) به نیرنگ ایشان پی برده ، می فرماید: "چرا مرا امتحان می کنید؟". سپس از آنان می خواهد که سکه ای نقره برای او بیاورند و از آنان می پرسد: "نقش و عنوان چه کسی روی آنها است ؟". فریسیان و طرفداران هیرودیس جواب می دهند: "نقش و عنوان قیصر". پس عیسی(ع) پاسخ می دهد : " بسیار خوب آنچه مال قیصر است به قیصر و آنچه را مال خدا است به خدا بدهید".
آیا چنین عبارتی می تواند دستمایه ای کلی برای زندگی ادمیان باشد؟ آیا این گفته از طریق احتیاط نبوده است تا او و پیروانش کمتر از جانب قیصر و کارگزاران او اذیت و آزار شوند؟ آیا این گفته مسیح(ع) فرصت بیشتری به او نمی دهد تا انبوه بیشتری از مردمان را به دنیای ملکوتی خود دعوت کند؟ اگر به راستی باید کار قیصر را به او واگذار نمود پس چگونه قیصر، مسیح(ع) را دشمن خود می پندارد و به دستور او کارگزارانش عیسی(ع)را مصلوب می کنند؟ آیا نبایستی در تفسیر این جمله تجدید نظر نمود؟
مسیح را در هنگامه تولد او، عیسی نام گذاردند و عیسی به زبان عبری "یار یهوه" معنی می دهد. یهوه نام خدای یهود است. اما هر قدر که یهوه ، خدای قوم یهود، به تصور آنان، نسبت به نوع بشر چهره ای قهار ، خشن و غریبه دارد، خدای مسیح (ع) دارای سیمایی دوست داشتنی ، مهرپرور، مهربان با اوصافی پدرانه است.
از عیسی مسیح دو چیز در خاطره ها بجای مانده است: اول حلقه ای از خار است که کارگزاران قیصر به نشانه پادشاهی بر سر او گذاردند. پس از ان خار جلوه ای کبریایی یافت و نشان داد که از بر خاک نشستن ها می توان بر تارک پیامبرانِ خدا خوش درخشید؛ و دوم سیمایی عارفانه و ملکوتی است که قدیسانی چون مادر ترزا را در دامان خویش پرورش داده است.
- تصویر فوق به فیلم سینمایی "انجیل به روایت متی" ساخته پیر پائولوپازولینی(1964- ایتالیا) تعلق دارد که از http://www.anthropology.ir/node/19446گرفته ام. با سپاس از ایشان.
- این مقاله را اولین بار در روزنامه کیهان 14375 -1370/10/11/ به رشته نگارش در آوردم و بخش مرتبط با سروده های مولانا در باب "کاریز جان" را اینک به آن افزودم.
- زیبنده شخصیت متعالی شما است که در نقل مطالب فوق به آدرس کامل وبلاگ و مشخصات نویسنده اشاره فرمایید.